حرفهای من

خرید بک لینک
همین جوری اومدم یه سر اینجا غر بزنم خالی بشم .از دیدن دوستان مَشعوف شدم زیاد. یادم رفت غرهامو .فکر میکردم اینجا براخودم مینویسم دیگه کسی نیست. چه خوب که با اومدن وسایل ارتباطی جدید قدیمیا هنوز فراموش نشدن.

حرفهای من...

ما را در سایت حرفهای من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 59 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:09

ادم ناتوانیم ادم ضعیف ادم سست ایمان گاهی واقعا حسرت می خورم به ایمانش. گاهی انقدر پر میشم که به زمین وزمان بد میگم. زود پر میشم. زود خسته میشم .به هم میریزم.

دلم میخواد برم بالا بالا بالا بالا بعد یهو ول بشم پایین ول بشم تو فضا پرت بشم رو زمین گاهی دلم میخواد مغزم متلاشی بشه رو زمین وتموم تا انقدر فکرای جورواجور توش نچرخه.

پرم وصعیف پرم وناتوان پرم وکم تحمل.کی تموم میشم وخلاص.کی این مغز من اروم میگیره.خدایا این بارم کمک کن .

حرفهای من...

ما را در سایت حرفهای من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 51 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:09

برداشت اول:

مادر: من بمیرم تو چیکار میکنی.

دختر: خودکشی میکنم.

همون طور که ما وقتی مادرمون مرد خودکشی کردیم.....

برداشت دوم:

همش از خدا میخوام من زودتر از پدر ومادرم بمیرم.

منم همیشه از خدا همینو میخواستم.ولی الان سالهاست که اونا رفتن ومن هنوز زنده ام.

برداشت ....

نمی خوام دخترم هم یه عمر مثل من مردگی کنه....

حرفهای من...

ما را در سایت حرفهای من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:09

یه چیزی بهم گفت چند روزه ذهنم رو خیلی به خودش مشغول کرده"اگه یه زمانی من وتو از هم جدا بشیم من میرم و یه زندگی تازه می سازم ولی تو نابود میشی."راست می گفت.چند روزه از جهات مختلف به این جمله فکر کردم.۱ حرفهای من...

ما را در سایت حرفهای من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:09

شاید بشه گفت خیلی اتفاقی یکهویی بی مقدمه و بدون برنامه ریزی بود.شاید اگه یک سال قبلش به ما می گفتن که قراره از تهران کوچ کنیم وبریم عمرا من یکی باور نمی کردم.خصوصا با توجه به وابستگی بی اندازه مادر هم حرفهای من...

ما را در سایت حرفهای من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 51 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:09

صفحه بندی